مهرگان بالكسر،روز مهر از ماه مهر و آن روز شانزدهم است،و فارسيان جشنى عظيم در ان كنند كه بعد از نوروز از ان جشنى بزرگتر نباشد،و اين جشن تا شش روز كنند،ابتداش روز شانزدهم است كه مهرگان عامه گويند،و انتهايش بيست و يكم كه مهرگان خاصه گويند،همچنانكه نوروز نيز دو قسم است:عامه و خاصه،عامه روز تحويل آفتاب بحمل،خاصه روز شرف آفتاب،و سبب جشن مهرگان آنكه فارسيان گويند، درين روز خداى تعالى زمين بگسترد و اجساد را مقرون بارواح كرد،و بعضى گفتهاند كه درين روز ملايكه يارى كاوه آهنگر نمودند بر دفع ضحاك،و فرقۀ برانند كه فريدون درين روز بر تخت نشست پيش از انكه كاوه دفع ضحاك نمايد،و زمرۀ گفتهاند كه فريدون درين روز ضحاك را در بابل گرفت،و بكوه دماوند فرستاد كه حبس كنند،پس خلق از ظلم او رستند و پارسيان بدين خود عود نمودند،و شكر ايزدى كردند و حكام را مهر بر رعايا افتاد،و گروهى آوردهاند كه پارسيانرا پادشاهى بود ظالم،كه مهر نام داشت و خلق از و تنگ بودند،او درين روز بمرد،و جمعى گويند كه معنى مهر وفات است و گان پادشاه،چون آن پادشاه ظالم درين روز وفات يافت بمهرگان موسوم شد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1365) 
با كاف فارسى بر وزن و معنى مهرجان است كه معرب آنست و آن به معنى مهر و محبت پيوستن است و نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسى باشد و آن بودن آفتاب عالمتاب است در برج ميزان كه ابتداى فصل خزان است و نزد فارسيان بعد از جشن و عيد نوروز كه روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از اين بزرگتر جشنى نمىباشد و همچنان كه نوروز را عامه و خاصه مىباشد مهرگان را نيز عامه و خاصه هست و تا شش روز تعظيم اين جشن كنند ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بيست و يكم و ان را مهرگان خاصه خوانند و عجمان گويند كه خداى تعالى زمين را در اين روز گسترانيد و اجساد را در اين روز محل و مقر ارواح گردانيد و در اين روز ملايكه يارى و مددكارى كاوه آهنگر كردند و فريدون در اين روز بر تخت پادشاهى نشست و در اين روز ضحاك را گرفته به كوه دماوند فرستاد كه در بند كنند و مردمان به سبب اين مقدمه جشنى عظيم كردند و عيد نمودند و بعد از آن حكام را مهر و محبت به رعايا به هم رسيد و چون مهرگان به معنى محبت پيوستن است بنا بر اين بدين نام موسوم گشت و بعضى ديگر گويند كه فارسيان را پادشاهى بود مهر نام داشت و به غايت ظالم بود و او در نصف ماه به جهنم واصل شد بدين سبب آن روز را مهرگان نام كردند و معنى آن مردن پادشاه ظالم باشد چه مهر به معنى مردن و گان به معنى پادشاه ظالم هم آمده است و گويند اردشير بابكان تاجى كه بر آن صورت آفتاب نقش كرده بودند در اين روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نيز در اين روز همچنان تاجى بر سر اولاد خود نهادندى و روغنبان كه آن درختيست و ميوه آن را حب البان گويند به جهت تيمن و تبرك بر بدن ماليدندى و اول كسى كه در اين روز نزديك پادشاهان عجم آمدى مؤبدان و دانشمندان بودندى و هفت خوان از ميوه همچو شكر و ترنج و سيب و بهى و انار و عناب و انگور سفيد و كنار با خود آوردندى چه عقيده فارسيان آنست كه در اين روز هر كه از هفت ميوه مذكور بخورد و روغن آن بر بدن بمالد و گلاب بياشامد و بر خود و دوستان خود بپاشد در آن سال از آفتاب و بليات محفوظ باشد و نيك است در اين ايام نام بر فرزند نهادن و كودك از شير بازكردن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص880) 
خزان باشد.(امير معزى گفت: [بيت] مهرگان بر تو همايون باد از تأثير بخت سال سرتاسر همه ايام تو چون مهرگان و كمال الدين اسمعيل گفت:[بيت] تف تموز دارد در سينه حاسدت وز باد سرد هر نفسش همچو مهرگان ) 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص253) 
- روز شانزدهم از مهر و ماه مهرماه اول باشد از سه ماه خزان و مهرجان معرب آنست. مثالش حكيم ازرقى گويد: بيت مهرگان نو در آمد بس مبارك مهرگان فال سعد آورد و روز فرخ و بخت جوان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1346) 
[اسم][فارسی] مهر و محبت و دوستى.و نام روز شانزدهم از هر ماه.و نام ماه هفتم از سال شمسى كه اول فصل خزان و پاييز باشد.و عيد مهرگان همان عيد مهرست.[مرور نمائيد]مهر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3607) 
شانزدهم از مهرماه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص17) 
مهرگان (اسم) نام روز شانزدهم از هر ماه.|| روز مهر از ماه مهر. روز شانزدهم ماه مهر كه عيدى از اعياد ايرانى است براى مطابقت نام روز با نام ماه.|| ماه مهر، و آن مدت ماندن آفتاب است در برج ميزان.|| (اصطلاح موسيقى) نام نواى يازدهم است در ميان دوازده مقام فارابى. -مهرگان بزرگ؛ نام پردهاى است از موسيقى. -مهرگان خاصه؛ آخرين روز از روزهاى ششگانۀ عيد مهرگان، يعنى روز بيست و يكم ماه مهر. -مهرگان عامه؛ نخستين روز از روزهاى ششگانۀ عيد مهرگان، يعنى روز شانزدهم ماه مهر. -مهرگان خردك؛ نام پردهاى است از موسيقى. -مهرگان كوچك؛ مهرگان خردك كه مقامى است از موسيقى. -جشن (عيد) مهرگان؛ جشنى كه ايرانيان در اين روز برپا مىكردند و از بزرگترين اعياد ايران بوده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2872) 
مهرگان عامه روز شانزدهم مهرماه باشد و فارسيان در اين روز جشن سازند و عيد كنند بنا بر آن كه فريدون در اين روز ضحاك را در بابل گرفت و به دماوند فرستاد تا در بند كشيدند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص880) 
نخستين روز از روزهاى ششگانۀ عيد مهرگان، يعنى روز شانزدهم ماه مهر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2872) 
روز شانزدهم مهر ماه 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3607) 
مهرگان خاصه نام روز بيست و يكم مهرماه باشد و آن روز جشن مغان است يعنى آتشپرستان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص880) 
آخرين روز از روزهاى ششگانۀ عيد مهرگان، يعنى روز بيست و يكم ماه مهر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2872) 
روز بيست و يكم مهر ماه 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3607) 
مهركان بالكسر روز مهر از ماه مهر و آنروز شانزدهم است و فارسيان جشنى عظيم در آن كنند كه بعد از نوروز جشنى از آن بزركتر نباشد و اين جشن را تا شش روز كنند ابتداش روز شانزدهم است كه مهركان عامه كويند و انتهايش بيست و يكم است كه مهركان خاصّه كويند همچنانكه روز نوروز نيز بر دو قسم است عامّه و خاصّه روز تحويل آفتاب بحمل روز خاصه شرف آفتاب و سبب جشن مهركان آنكه فارسيان كويند در اين روز خداى تعالى زمين را بكسترد و اجساد را مقرون بارواح كرد و بعضى كفتهاند كه در اين روز ملائكه يارى كاوه آهنكر نمودند بر دفع ضحاك و فرقه برآنند كه فريدون در اين روز بر تخت نشست پيش از آنكه كاوه دفع ضحاك نمايد و زمره كفتهاند كه فريدون در اين روز ضحاك را در بابل كرفت و بكوه دماوند فرستاد كه جشن كنند پس خلق از ظلم او رستند و پارسيان بدين خود عود نمودند و شكر ايزدى كردند و حكام را مهر بر رعايا افتاد و كروهى آوردهاند كه پارسيان را پادشاهى بود ظالم كه مهر نام داشت و خلق از او شك بودند او در اين روز بمرد و جمعى كويند كه معنى مهر وفات است و كان پادشاه چون آن پادشاه ظالم در اين روز وفات يافت بمهركان موسوم شد حكيم دقيقى كفته مهركان آمد جشن ملك افريدونا آن كجا كاو خوشش بودى بر مايونا عنصرى كفته مهركان آمد كرفته فالش از نيكى مثال نيكروز و نيكجشن و نيكوقت و نيكحال قطران كفته آدينه و مهركان و ماه نو بادند خجسته هر سه بر خسرو من كفتهام فرخنده و خوش بر خدايكان جشن سده و جشن مهركان آن جشن ز هوشنك شد پديد وين يك ز فريدون همى عيان آن بوده اكر اول بهار اين نيز بود اول خزان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص692) 